مرور گذشته در آخرین روز هر سال
یک عادت بود
اما من امروز گم شدم
از مدار خارج شدم
دور خود میگردم
روز و سال
مثل جهان من
کوچک شده است
برچسب:
نویسنده: رویا نظری
نا آرام و هوشیار
کم مربوط به خواب حرف
در آغوش مادر، بی دغدغه
گریان و خوشحال برای کوچک ترین چیزها
این روزها
چشمانم با روزهای خوش کوچ کردند
و من برای فرار از آشفتگی ها مربوط به خواب حرف یدم
برچسب:
نویسنده: رویا نظری
سوار بر تخت در خودم غرق میشوم
برچسب:
نویسنده: رویا نظری
در ریاضیات ضعیف
بی کینه و سرخوش
سرگرم بازی و هنر
در سال های نیمه اول زندگیم
ساده لوح به نظر میرسیدم
حالا که از همه اینها و خیلی چیزها
دور شدم
از دور که به خودم نگاه میکنم
شبیه یک دستگاه شدم
پر از عدد و عمل
این روزها من یک مربوط به ماشین حرف مربوط به حساب حرف م
روزها مربوط به حساب حرف و ذخیره میکنم
شب ها صفر میشوم
امشب که تولدم است
عدد زندگیم باز بالاتر رفت
آرزو میکنم روزی در این زندگی
دیگر مربوط به ماشین حرف مربوط به حساب حرف نباشم
برچسب:
نویسنده: رویا نظری
برچسب:
نویسنده: رویا نظری